خانه / گوناگون / ديوان حافظ- خمی که ابروی شوخ تو در کمان انداخت
اینستا گرام سایت آتلانتیک

ديوان حافظ- خمی که ابروی شوخ تو در کمان انداخت

سايت آموزشي آتلانتيک- ادبيات کهن شعر و ادب فارسي-ديوان حافظ-غزل16- خمی که ابروی شوخ تو در کمان انداخت

خمی که ابروی شوخ تو در کمان انداخت

بقصد جان من زار ناتوان انداخت

نبود نقش دو عالم که رنگ اُلفت بود

زمانه طرح محبّت نه این زمان انداخت

بیک کرشمه که نرگس بخودفروشی کرد

فریب چشم تو صد فتنه در جهان انداخت

شراب‌خورده و خوی‌کرده میروی بچمن

که آب روی تو آتش در ارغوان انداخت

ببزمگاه چمن دوش مست بگذشتم

چو از دهان توام غنچه در گمان انداخت

بنفشه طرّه‌ٔ مفتول خود گره میزد

صبا حکایت زلف تو در میان انداخت

ز شرم آنکه بروی تو نسبتش کردم

سمن بدست صبا خاک در دهان انداخت

من از ورع می و مطرب ندیدمی زین پیش

هوای مغبچگانم در این و آن انداخت

کنون بآب می لعل خرقه می شویم

نصیبهٔ ازل از خود نمی‌توان انداخت

مگر گشایش حافظ در این خرابی بود

که بخشش ازلش در می مغان انداخت

جهان بکام من اکنون شود که دور زمان

مرا به بندگی خواجهٔ جهان انداخت

درباره ی میلاد بیت اللهی

همچنین ببینید

اموزش اتلانتيک-معرفي داروي ضد درد فنازوپیریدین – Phenazopyridine- دارشناسي- اطلاعات دارويي- دانش دارو- علم دارو- نسخه خواني

معرفي داروي ضد درد فنازوپیریدین – Phenazopyridine

در این سری از آموزش ها سعی داریم تا شما را با دانش داروشناسی و …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *