خانه / گوناگون / غزل شماره 39 ديوان حافظ:باغ مرا چه حاجت سرو و صنوبرست
اینستا گرام سایت آتلانتیک

غزل شماره 39 ديوان حافظ:باغ مرا چه حاجت سرو و صنوبرست

غزل شماره 39 ديوان حافظ:

باغ مرا چه حاجت سرو و صنوبرست

شمشاد خانه پرور ما از که کمترست

ای نازنین پسر تو چه مذهب گرفته‌ٔ

کت خون ما حلال‌تر از شیر مادرست

چون نقش غم ز دور ببینی شراب خواه

تشخیص کرده‌ایم و مداوا مقرّرست

از آستان پیر مغان سر چرا کشیم

دولت در آن سرا و گشایش در آن درست

یک قصّه بیش نیست غم عشق وین عجب

کز هر زبان که میشنوم نامکرّرست

دی وعده داد وصلم و در سر شراب داشت

امروز تا چه گوید و بازش چه در سرست

شیراز و آب رکنی و این باد خوش نسیم

عیبش مکن که خال رخ هفت کشورست

فرقست از آب خضر که ظلمات جای اوست

تا آب ما که منبعش اللّه‌اکبرست

ما آبروی فقر و قناعت نمیبریم

با پادشه بگوی که روزی مقدّرست

حافظ چه طرفه شاخ نباتیست کلک تو

کش میوه دلپذیرتر از شهد و شکّرست

درباره ی میلاد بیت اللهی

همچنین ببینید

غزل شماره 107 ديوان حافظ - حسن تو همیشه در فزون باد-غزليات حافظ-کلام حافظ-فال حافظ

غزل شماره 107 ديوان حافظ – حسن تو همیشه در فزون باد

حسن تو همیشه در فزون باد رویت همه ساله لاله گون باد اندر سر ما …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *