خانه / گوناگون / غزل شماره 46 ديوان حافظ:گل در بر و می در کف و معشوق بکامست
اینستا گرام سایت آتلانتیک

غزل شماره 46 ديوان حافظ:گل در بر و می در کف و معشوق بکامست

گل در بر و می در کف و معشوق بکامست

سلطان جهانم بچنین روز غلامست

گو شمع میارید در این جمع که امشب

در مجلس ما ماه رُخ دوست تمامست

در مذهب ما باده حلالست ولیکن

بی روی تو ای سرو گل اندام حرامست

گوشم همه بر قول نی و نغمهٔ چنگست

چشمم همه بر لعل لب و گردش جامست

در مجلس ما عطر میامیز که ما را

هر لحظه ز گیسوی تو خوش بوی مشامست

از چاشنی قند مگو هیچ و ز شکّر

زآنرو که مرا از لب شیرین تو کامست

تا گنج غمت در دل ویرانه مقیمست

همواره مرا کوی خرابات مقامست

از ننگ چه گوئی که مرا نام ز ننگست

وز نام چه پرسی که مرا ننگ ز نامست

میخواره و سرگشته و رندیم و نظرباز

وانکس که چو ما نیست در این شهر کدامست

با محتسبم عیب مگوئید که او نیز

پیوسته چو ما در طلب عیش مدامست

حافظ منشین بی می و معشوق زمانی

کایّام گل و یاسمن و عید صیامست

درباره ی میلاد بیت اللهی

همچنین ببینید

اتلانتيک-معرفي داروي ضد میکروب سولفاستامید – Sulfacetamide-بانک دارو

معرفي داروي ضد میکروب سولفاستامید – Sulfacetamide

در این سری از آموزش ها سعی داریم تا شما را با دانش داروشناسی و …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *