خانه / گوناگون / ديوان حافظ- گفتم ای سلطان خوبان رحم کن بر این غریب
اینستا گرام سایت آتلانتیک

ديوان حافظ- گفتم ای سلطان خوبان رحم کن بر این غریب

گفتم ای سلطان خوبان رحم کن بر این غریب

گفت در دنبال دل ره گم کند مسکین غریب

گفتمش مگذر زمانی گفت معذورم بدار

خانه پروردی چه تاب آرد غم چندین غریب

خفته بر سنجاب شاهی نازنینی را چه غم

گر ز خار و خاره سازد بستر و بالین غریب

ای که در زنجیر زلفت جای چندین آشناست

خوش فتاد آن خال مشکین بر رخ رنگین غریب

مینماید عکس می در رنگ روی مهوشت

همچو برگ ارغوان بر صفحه نسرین غریب

بس غریب افتاده است آن مور خط گرد رخت

گر چه نبود در نگارستان خط مشکین غریب

گفتم ای شام غریبان طرّهٔ شبرنگ تو

در سحرگاهان حذر کن چون بنالد این غریب

گفت حافظ آشنایان در مقام حیرتند

دور نبود گر نشیند خسته و مسکین غریب

درباره ی میلاد بیت اللهی

همچنین ببینید

اموزش اتلانتيک-معرفي داروي ضد درد فنازوپیریدین – Phenazopyridine- دارشناسي- اطلاعات دارويي- دانش دارو- علم دارو- نسخه خواني

معرفي داروي ضد درد فنازوپیریدین – Phenazopyridine

در این سری از آموزش ها سعی داریم تا شما را با دانش داروشناسی و …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *